تبليغاتX
بانوی ناشا.اشا


بانوی ناشا.اشا

 

       

من کیستم ؟

«دوشيزه مکرمه» هستم، وقتي زن ها روي سرم قند مي سابند و همزمان قند

توي دلم آب مي شود.

 من «مرحومه مغفوره» هستم، وقتي زير يک سنگ سياه گرانيت قشنگ خوابيده ام

و احتمالاً هيچ خوابي نمي بينم. من «والده مکرمه» هستم، وقتي اعضاي هيات مديره

شرکت پسرم براي خودشيريني بيست آگهي تسليت در بيست روزنامه معتبر چاپ مي کنند.

من «همسري مهربان و مادري فداکار» هستم، وقتي شوهرم براي اثبات وفاداري اش -

البته تا چهلم- آگهي وفات مرا در صفحه اول پرتيراژترين روزنامه شهر به چاپ مي

رساند. من «زوجه» هستم، وقتي شوهرم پس از چهار سال و دو ماه و سه روز به حکم

قاضي دادگاه خانواده قبول مي کند به من و دختر شش ساله ام ماهيانه بيست و پنج

هزار تومان فقط، بدهد. من «سرپرست خانوار» هستم، وقتي شوهرم چهار سال پيش با

کاميون قراضه اش از گردنه حيران رد نشد و براي هميشه در ته دره خوابيد.

من «خوشگله» هستم، وقتي پسرهاي جوان محله زير تير چراغ برق وقت شان را بيهوده

 مي گذرانند.

من «مجيد» هستم، وقتي در ايستگاه چراغ برق، اتوبوس خط واحد مي ايستد و شوهرم

 مرا از پياده رو مقابل صدا مي زند .

من «ضعيفه» هستم، وقتي ريش سفيدهاي فاميل مي خواهند از برادر بزرگم حق ارثم

 را بگيرند.

من «...» هستم، وقتي مادر، من و خواهرهايم را سرشماري مي کند و به غريبه مي گويد

«هفت ...» دارد- خدا برکت بدهد.

من «بي بي» هستم، وقتي تبديل به يک شيء آرکائيک مي شوم و نوه و نتيجه هايم

 تيک تيک از من عکس مي گيرند .

من«مامي» هستم، وقتي دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ پردازي مي کند.

 من«مادر» هستم، وقتي مورد شماتت همسرم قرار مي گيرم.- آن روز به يک مهماني

 زنانه رفته بودم و غذاي بچه ها را درست نکرده بودم.

من «زنيکه» هستم، وقتي مرد همسايه، تذکرم را در خصوص درست گذاشتن ماشينش

 در پارکينگ مي شنود.

من «ماماني» هستم، وقتي بچه هايم خرم مي کنند تا خلاف هايشان را به پدرشان نگويم.

من «ننه» هستم، وقتي شليته مي پوشم و چارقدم را با سنجاق زير گلويم محکم مي کنم.

نوه ام خجالت مي کشد به دوستانش بگويد من مادربزرگش هستم...

 به آنها مي گويد من خدمتکار پير مادرش هستم.

من «يک کدبانوي تمام عيار» هستم، وقتي شوهرم آروغ هاي بودار مي زند و کمربندش

 را روي شکم برآمده اش جابه جا مي کند.

 دوستانم وقتي مي خواهند به من بگويند؛ «گه » محترمانه مي گويند؛ «عليا مخدره».

 من «بانو» هستم، وقتي از مرز پنجاه سالگي گذشته ام و هيچ مردي دلش نمي خواهد

وقتش را با من تلف بکند .

من در ماه اول عروسي ام؛ «خانم کوچولو، عروسک، ملوسک، خانمي، عزيزم،

عشق من، پيشي، قشنگم، عسلم، ويتامين و...» هستم.

من در فريادهاي شبانه شوهرم، وقتي دير به خانه مي آيد، چند تار موي زنانه روي يقه کتش است

 و دهانش بوي سگ مرده مي دهد،«سليطه» هستم.

 من در ادبيات ديرپاي اين کهن بوم و بر؛ «دليله محتاله، نفس محيله مکاره، مار، ابليس،

 شجره مثمره، اثيري، لکاته و...» هستم.

 دامادم به من «وروره جادو» مي گويد. حاج آقا مرا «والده» آقا مصطفي صدا مي زند.

من «مادر فولادزره » هستم، وقتي بر سر حقوقم با اين و آن مي جنگم.

مادرم مرا به خان روستا «کنيز» شما معرفي مي کند.


من کيستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نویسنده  : بلقیس سلیمانی

   



نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 2:55 توسط بانوی ناشا| |

       

 من یک زن مرد ستیز نیستم

 یک زن نامرد ستیزم ...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 23:33 توسط بانوی ناشا| |

زن بودن گاهی خوب است اما اصلا خوب نیست

فهمیدی؟!!!!!!!؟

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 23:21 توسط بانوی ناشا| |

* طبق آمار ها در كانادا حداقل بيست درصد و در استراليا پانزده درصد از نوزادان پسر

 ختنه مى شوند. ختنه زنان از طرف سازمان ملل و سازمان جهانى بهداشت و طبق

قوانين تمام كشور هاى اروپايى، آمريكايى و اغلب كشور هاى آسيايى غيرقانونى است.

 در اين كشور ها افرادى كه به اين كار مبادرت مى ورزند توسط دولت مورد تعقيب قرار مى گيرند.

تجربه نشان داده است هرگز شخصى يا اشخاصى كه در اين كشور ها به اين كار دست

مى زنند مورد تعقيب قانونى قرار نگرفته اند.

* محققان سازمان جهانى بهداشت در معنى لغاتى نظير ختنه دختران يا قطع عضو

در دختران فرقى نمى گذارند و آن را يك عمل با دو معنى مشابه تلقى مى كنند

 و اين عمل را از جمله سنت هاى بسيار عقب ا فتاده و خطرناك مى دانند.

* محققان از هر زن يا مردى در هر كجاى دنيا خواسته اند كه:

?- به غيرقانونى بودن اين عمل حتى در كشور هايى كه اين عمل انجام مى شود توجه كنند.


?- صد درصد آن را با حق و حقوق در سلامتى اطفال، دختران و زنان مغاير بدانند.

?- انجام اين عمل مغايرت كامل با حقوق بشر، در هر نقطه از دنيا دارد.

توصيه سازمان جهانى بهداشت اين است كه افراد با هر وسيله ممكن ابراز تنفر خود را در

انجام اين عمل به گوش مسئولان و سياستمداران و هر انسان ديگر در هر كشورى كه

زندگى مى كنند برسانند و براى عدم انجام آن از هر راهى مبارزه كنند.


داستاني در مورد ختنه دختران

وقتي شيما محمود نه ساله بود ، مادرش ، صباح ، قابله روستا را خبر کرد تا مراسمي

زنانه را اجرا کند ، مراسمي که در بين زنان مصري روستايي از مدت ها پيش مرسوم بوده است .


در اتاق خواب ، صباح ، قابله و يک زن ديگر شيما را محکم نگه داشتند و با يک قيچي تيز

او را ختنه کردند . شيما جيغ مي کشيد ، مادرش گذشته خودش را به ياد آورد که

 دو روز تمام نمي توانست راه برود.


وقتي از او پرسيدم که چرا دخترش را تحت عملي قرار داده که خودش 25 سال پيش

از آن رنج برده است جوابي نداشت: " رسم است ." در پشت مقنعه بلند سياهش

شانه هايش را به آرامي بالا انداخت: " از کسي در اين مورد سوال نکردم . فقط طبق

 رسم و رسوممان عمل کردم ."

احترام نسبت به سنت هاي قديمي به قدري زياد است که عليرغم هشدارهاي بهياران

 نسبت به خطر عفونت و مرگ ناشي از ختنه، سازمان هاي حقوق بشر تخمين مي زنند

 که روزانه 3600 دختر مصري تجربه شيما را تحمل مي کنند .

نتيجه گيري :


دکتر مواهب مولي مي گويد " مذهب دليل اصلي نيست ." او 12 سال است که در يک

 کلينيک کوچک در يکي از محلات فقير نشين قاهره با آنچه او و همکارانش

 " قطع اعضا تناسلي زنان " مي نامند ، مبارزه مي کند .


مولي مي گويد :" ختنه کردن ، فارغ از مذهب دختر ، برابر با حفظ پاکدامني اوست .

 و در جامعه اي که مفهوم شرافت خانوادگي با پاکدامني زنان خانواده معنا پيدا مي کند ،

 ختنه برترين ارزش است ."

او ادامه مي دهد " آنها مي خواهند دختر را از عشق دور نگه دارند . و آن را به پاکيزگي

و باکره گي ربط مي دهند ."

در دهات ، اثبات باکرگي پيش نياز ازدواج است : مادر عروس معمولا صبح بعد

 ازشب عروسي براي اثبات باکرگي دخترش يک دستمال خوني را به مردم نشان مي دهد .

اگر اين موضوع ثابت نشود ، به احتمال زياد شوهر زن را طلاق مي دهد .

مادران اميدوارند که با فرو نشاندن نياز جنسي از طريق ختنه ، از پيش آمدن چنين

 پيشامدهاي غم انگيزي جلوگيري کنند . دکتر مولي ادامه مي دهد " آنها مي دانند که

 ختنه در حال حاضر باعث آزار دخترانشان مي شود . اما فکر مي کنند که با اين کار در نهايت

او مي تواند ازدواج کند . " و در فرهنگ محافظه کاري که تغييرات به آرامي اتفاق مي افتد

 و احترام به بزرگ ترها واجب است ، از بين بردن چنين سنت جا افتاده اي بسيار

سخت است . مولي مي گويد " آنها مي گويند ُ مادربزرگم اين کار را کرده ، مادرم اين کار را کرده

 و بنابراين دخترم هم بايد اين کار بکند ُ "

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 16:47 توسط بانوی ناشا| |

1) قوانين و احاديث مذهبي

2) زناني كه ختنه نشده اند، تمايلات افراطي در مطالبه سكس دارند.

( از طريق بريدن اين قسمت از آلت تناسلي زن، او احساس كمتري پيدا ميكند و مردان

 در انتخاب زمان سكس مختار ميشوند)

3) زنان ختنه نشده پاكيزه نيستند.

4) ختنه شده ها باكره ميمانند و افتخار فاميل كه پيش از ازدواج سكس نداشته اند، مي مانند.

5) بريدن اين بخش، زن را بهنگام زايمان حمايت ميكند.(درصورتي كه به تجربه و با اتكا به

 دانش پزشكي مشكلات و ريسك هاي بريدن مجدد اين بخش بسيار بزرگتر و تهديدي

براي زايمان طبيعي و بي خطر ميباشد.)

6) روح خبيث در اين بخش از آلت تناسلي زن نهفته است و ميبايستي آنرا از ميان

برداشت و اين عمل به تولد بچه ياري ميرساند.

7) زنان ختنه نشده كرم هائي دارند كه توسط سوراخ باز آلت تناسلي ميتواند به داخل

بدن زن نفوذ كنند.

8) اين عضو زن در هنگام ارتباط جنسي به آلت تناسلي مرد ضربه ميزند و ميتواند

 مرد را خواجه كند.

9) گفته ميشود كه بريدن اين بخش از بدن زن، او را در دوباره زائي حمايت ميكند.

10) اين اقدام باعث ميشود كه قيمت عروس بالا برود ضمن اينكه باكره بودن وي باعث

افتخار خانواده اوست.

11) زناني كه ختنه نشده اند ميتوانند اينطور محاسبه كنند كه بچه هايشان در جامعه

مقبوليت نخواهند داشت.

12)براساس ادعاى مسلمانان آفريقايى طبق دستور اسلام


13)مفيد بودن از لحاظ بهداشتى


14)نگهدارى از باكرگى دختران جوان تا زمان ازدواج


15) كنترل تمايلات جنسى دختران تا قبل از ازدواج براساس سنت قديمى آفريقايى

_ آسيايى

 
16) اطمينان دادن به شوهر آينده از جنبه پاك بودن دختر


17) زيباگرايى و بهداشتى بودن بدن دختر


18) پيدا كردن روح پاك

آمار ها چه مي گويند :

طبق آخرين آمارگيرى سازمان جهانى بهداشت تقريباً بيش از صد و شصت ميليون

نفر از زنان (اعم از كودك، نوجوان و جوان) در بيش از سى كشور آفريقايى و آسيايى ختنه شده اند.


 
به جرات مى توان گفت روزانه تعداد زيادى از دختربچه هاى بى گناه بين سنين ? تا ?? ساله

 در كشور هاى ذكر شده ختنه مى شوند. در آفريقا اين سنت قديمى توسط افراد مسن

و مذهبى در روستا ها يا نقاط دورافتاده از شهر ها انجام مى گيرد.

طبق گزارش ها گاهى توسط پرستاران، ماما ها و حتى پزشكان با مخارج بالاتر و بهداشتى

 تر به طور غيرقانونى انجام مى شود. چندين مورد در كلينيك هاى خصوصى در كشور

انگلستان توسط پزشكان سودانى و سوماليايى گزارش شده كه تحت تعقيب پليس هستند.

بيش از ?? درصد دختران در كشور هاى آفريقايى و ?? درصد در كشور هاى آسيايى

قربانى اين مسئله مى شوند. اين در حالى است كه در تعدادى از كشور ها نظير سودان

 و سومالى بيش از ?? درصد است.طبق آخرين آمار در گامبيا  به ?? درصد رسيده است.

 اين عمل در ?? درصد موارد بر روى دختران سنين ? تا ?? ساله انجام مى گيرد.

 در بين يهوديان و مسيحيان اين عمل نادر است، به طورى كه در دو قبيله در كشور

اتيوپى و دو قبيله در كشور نيجريه به سازمان جهانى بهداشت گزارش شده است كه در يك

 قبيله نيجريه اى ختنه زنان قبل از ازدواج انجام مى شود و در قبيله ديگر در همين كشور

 ختنه به پس از زايمان اول موكول مى شود.

قابل ذكر است تحقيقات گسترده و جامعى توسط محققين و متخصصين اطفال،

 زنان و زايمان، روان شناسان به خصوص استادان اديان مختلف

(اعم از مسيحى، يهودى و مسلمان) پيرامون مسئله ختنه زنان از طرف سازمان

جهانى بهداشت صورت گرفته است. طبق اين بررسى ها در هيچ يك از آ يات قرآن

و قسمت هاى مختلف كتاب انجيل و يا ساير كتاب هاى آسمانى ختنه زنان توصيه

 نشده است. هر كسى كه دستور اسلام را منبع انجام اين عمل وحشيانه قرار مى دهد

 با عدم اطلاع از دستورات مذهبى، عوام فريبى و يا عقايد شخصى و سنت عقب افتاده

 آنها مرتبط است. سازمان جهانى بهداشت سنتى بودن قضيه را تنها دليل اين عمل ذكر

 مى كند و آگاهى كامل از غيرمذهبى بودن انجام اين عمل را به تمام كشور هاى عضو

سازمان  ملل ابراز داشته است.

 اين عمل در بيش از ?? كشور جهان انجام مى شود و در ?? تا ?? درصد موارد

با وسايل آلوده و غيربهداشتى بدون استفاده از هيچ داروى موضعى انجام مى شود

در نتيجه خطر مرگ و شوك وجود دارد.5/?? درصد زنان در كشور هاى مذكور به علت

برش هاى طولانى و عميق و جوش گاه هاى (اسكار هاى) زخمى حتى قادر به

 رابطه جنسى با شوهران خود نيستند و تا پايان عمر رابطه جنسى ندارند و يا در صورت

 انجام اين امر و حامله شدن قادر به زايمان طبيعى نخواهند بود. در اين صورت زايمان آنها

 با جراحى انجام شده و يا در نقاط دورافتاده به علت خطرات ناشى از زايمان طبيعى

 خود و نوزادانشان فوت مى كنند. آمار مرگ ومير اين زنان و نوزادان آنها نزديك به

 يك ميليون در سال تخمين زده شده است.

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 16:45 توسط بانوی ناشا| |

در ارتباط با اين عمل مجراي تناسلي دختران دوخته ميشود و تنها يك بخش كوچك از آن باز

 ميماند براي خروج خون در هنگام قائدگي و ادرار ضمن آنكه قسمت بيروني آلت تناسلي

زن( چوچوله) نيز بريده ميشود.در ارتباط با چگونگي پيدايش و تداوم اين پديده ناهنجار و علل

 بريدن وحشيانه يك عضو از بدن دختران دلائلي چند وجهي موجود است. از سنت ها

گرفته تا روح خبيث كه از قديم گفته شده است در اين بخش از بدن دختران و زنان وجود دارد!

ريشه هاي مذهبي

بريدن اين عضو بدن و ختنه زنان عليرغم اينكه صراحتا در قران گفته نشده اما در احاديث

 و نقل قولها اذعان شده است. به همين علت كه از احاديث برآمده است در كشورهائي

 مانند ايران، عربستان سعودي، تركيه مراكش و ... از سنن مذهبي محسوب نميشود.

ريشه هاي ختنه كردن زنان به تاريخ ماقبل اسلام و مسيح باز ميگردد. در قسمتهاي

بعدي به اين موضوع پرداخته مي شود.اين موضوع در ميان يهوديان و مسيحيان نيز ديده ميشود.

تاريخچه ختنه زنان:

در مورد چگونگي و تاريخچه پيدايش ختنه زنان نقل قول ها و اسناد متفاوتي موجود است.

 از جمله آنكه گفته ميشود اين موضوع اول بار در مصر و اتيوپي ظهور كرده است. گاها گفته

شده است از زمان هرودت ختنه زنان وجود داشته است.

منبع ديگري ميگويد كه 163 سال پيش از ميلاد مسيح ختنه زنان پذيرفته و اعمال

 ميشده است. نوشته اي مكتوب در موزه بريتانيا كه روي كاغذ مخصوص مصري كه از

 خمير چوب ساخته ميشده نوشته شده است.اين كاغذ پاپيروس مصري نام دارد.

يك جغرافيا دان يوناني گزارش داده است كه در سفر به مصر 25 سال قبل از ميلاد

 مسيح ختنه زنان را مشاهده كرده است و ديده است كه دختران پيش از ازدواج ختنه ميشوند.

اين مورد هم در مورد رومي ها و هم عرب ها نيز گزارش شده است.در بخشي از

فرهنگ هاي ملل مختلف ختنه زنان تقسيم بندي ميشده است.بعنوان مثال برده ها بسيار

 راديكال تر ختنه ميشده اند تا نتوانند بار دار شوند. بدين ترتيب زن برده قيمت بالاتري

داشته است.كمبود مواد غذائي در نقاطي از آسيا و آفريقا باعث ميشده است كه

ختنه زنان بمراتب بيشتر و راديكال تر انجام گيرد تا از تكثير جمعيت جلوگيري شود.از دلائل ديگر

 مردسالاري بوده است كه در نتيجه ختنه زنان مردان لذت بيشتري ميبرده اند.اين عمل در مورد

زنان بيوه نيز انجام ميشده است تا نتواند مجددا ازدواج كند.گفته ميشود از دلائل ديگر اعتقادات

 و باورهاي فراعين مصر بوده است مبني بر اينكه خدايان بي سكسوال بوده اند. آنان عقيده

داشته اند كه روح مرد در اين بخش آلت تناسلي زنان و روح زن در بخش پوستي

آلت مردانه كه بريده ميشود نهفته است.

ختنه زنان چه عوارض و خطراتى را به دنبال دارد؟


1)درد، خونريزي، شوك، ( اين عمل بدون بيهوشي عمومي يا موضعي انجام ميگرفته
است)


2)نگاه داشتن ادرار به دليل درد


3)صدمات ارگاني بعلت بي تجربگي جراح تجربي


4)عفونت مكرر


5)درد زياد بهنگام پريود ماهانه، عفونت دستگاه تناسلي و تخمك ها،عفونت در دستگاه ادرار و كليه ها


6)ريسك هاي متنوع در هنگام زايمان ناشي از عفونت و خونريزي و....

7) درگيرى ها و بيمارى هاى روانى حاصل از اين امر


8) ايجاد جوش گاه   (اسكار) در قسمت بريدگى ها با طول و گستردگى زياد


9) مشكلات نازايى، خطرات و مشكلات ناشى از حاملگى و به خصوص زمان زايمان

اين عمل از طريق روش هاى مختلفى انجام مى شود. با توجه به نوع انجام اين

عمل شدت عوارض متفاوت است. وحشيانه ترين روش در كشور هاى سومالى،

 سودان و همچنين اتيوپى به كار مى رود

* ادامه دارد *

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 16:39 توسط بانوی ناشا| |

در اکثر جوامع سنتی مسئولیت رابطه جنسی بطور عمده بر عهده زن است.

در جامعه ‏سنتی باور عمومی بر این است که زن با زیبایی و جذابیت جنسی خود اشتهای جنسی

‏مرد را تحریک می‌کند و این زن است که باید "نجیب" بماند تا مرد تحریک نشود و به او ‏تعرض نکند.

یکی از اصول نجابت برای زن و مبنای حفظ "نجابت" وی، پوشاندن برجستگی‌ ‏اندام‌های زنانه است.

 در کشور ما برمبنای همین تفکر سنتی، اندام زنانه توسط چادر و ‏مانتو پوشیده می‌شود تا

مردان تحریک نشوند، ولی در کشور افریقایی کامرون رسم ‏سنت بر این است که برجستگی

 پستان دختران نابود گردد!‏

به این منظور، دختران در سنین بلوغ تحت عمل خشونت‌آمیز «اتو کردن پستان»

breast ironing توسط ‏مادرانشان قرار می‌گیرند تا توجه جنسی پسران و مردان را جلب نکنند.

 از آنجاییکه رشد ‏پستانها نشانه بلوغ جنسی است، صاف کردن پستانها به این منظور صورت

می‌گیرد که ‏دختر کم سن و سال‌تر جلوه کند و جذابیت جنسی او کاهش یابد.

‏به گزارش بی‌بی‌سی، سنت اتوکردن پستان در کامرون رایج است بطوریکه ٢٦ درصد ‏

دختران کامرونی در سنین بلوغ، یعنی حدود ٤ میلیون دختر، تحت خشونت

«اتوکردن ‏پستان» قرار می‌گیرند. این کار عموما توسط مادر دختر انجام می‌گیرد.

 وسایلی که برای ‏اتوی پستان استفاده می‌شود، از جمله کفگیر، موز، گوشت‌کوب چوبی،

 و پوسته نارگیل ‏است که ابتدا روی آتش داغ می‌شود و سپس برای ضربه و مالش

پستان مورد استفاده ‏قرار می‌گیرد. گرچه هنوز تحقیقات علمی درباره عوارض مشخص

 این عمل در دراز مدت ‏انجام نگرفته است، اما این روش که بسیار دردناک است به بافت

 پستان آسیب ‏می‌رساند.‏اخیرا یک سازمان غیردولتی بنام «شبکه خاله‌ها» ‏Network of Aunties‏

پیکاری را برعلیه ‏سنت اتوکردن پستان دختران آغاز نموده و به کمک

سازمان آلمانی ‏GTZ‏ که به توسعه ‏پایدار کشورهای درحال رشد کمک می‌کند،

 این پیکار کم کم به یک کارزار بین‌المللی علیه ‏اتوکردن پستان دختران در افریقا تبدیل شده است.

مهمترین هدف این کارزار، رشد آگاهی ‏زنان و دختران و ترک این سنت‌ خشونت‌زا و زن ستیز است.‏

با آن که دولت کامرون این کار را جرم اعلام نموده و آن را قابل مجازات تا حداکثر سه سال

 ‏زندان می‌داند، اما منع قانونی باعث از بین رفتن این سنت نشده است.

مادران از این ‏سنت دفاع کرده و آن را برای تامین آینده بهتر برای دخترانشان ضروری می‌دانند.

 گاه ‏حتی برخی از دختران خود به تحمل این شکنجه رضایت می‌دهند تا از ازدواج زودرس

و ‏تجاوز در امان مانده و به تحصیل در مدرسه ادامه دهند.‏تجربه نشان می‌دهد که اتوکردن

 پستان نه تنها مانع از رشد غریزه جنسی در دختران ‏نمی‌شود، بلکه حتی آنان را از بارداری

 زودرس و ابتلا به بیماری ایدز در امان نگاه ‏نمی‌دارد. نمونه‌ دخترانی که مورد این خشونت

 قرار گرفته‌ و پستان‌‌هایشان باصطلاح اتو و ‏صاف شده وجود دارند که پیش از ازدواج

رابطه جنسی برقرار کرده و حامله شده‌اند. چنین ‏نمونه‌هایی به مادران نشان می‌دهند

 که از اعمال خشونت و اقدام به مثله کردن بدن ‏دخترانشان برای دورنگه داشتن آنان

 از رابطه جنسی بپرهیزند.‏به نظر می‌رسد که دلیل اصلی اعمال این خشونت شاید

 "نجابت" بیش از حد مادران ‏باشد که مانع از گفتگوی صریح و بی‌پرده آنان با دخترانشان

 درباره رابطه جنسی ‏می‌شود. مادران از اینکه دخترانشان مورد تجاوز قرار گیرند،

 باردار شوند و یا مبتلا به ‏بیماری ایدز شوند بشدت وحشت دارند. اما در عین حال همین

مادران آمادگی گفتگو و ‏صحبت درباره رابطه جنسی، شیوه‌‌های کنترل رابطه و روش‌های

 پیشگیری از بارداری و ‏ایدز را ندارند گرچه آمادگی اعمال خشونت شکنجه‌وار بر روی

دختران نوجوان خود را دارند.‏از این رو، یکی از راههای موثر کارزار مبارزه با اتوکردن پستان،

 دریدن پرده‌‌های شرم و ‏حیایی است که مانع گفتگو درباره رابطه جنسی، روش‌های

 پیشگیری و بهداشت ‏جنسی می‌گردد و اینکار از طریق آموزش گفتگو درباره رابطه جنسی

 به مادران صورت ‏می‌گیرد تا بتوانند به صراحت با دختران خویش درباره اینکه چگونه

بر بدن خود کنترل ‏داشته باشند، گفتگو کنند. اما با توجه به فرهنگ سنتی این جامعه،

خود مادران نیز ابتدا ‏باید بیاموزند که جذابیت جنسی زن جرم نیست و برجستگی

‌ اندام‌های زنانه هیچ زنی را ‏مسئول تعرض جنسی مرد نمی‌سازد

منبع : http://bia2tars.blogfa.com/post-73.aspx

با سپاس از فرهاد عزیز

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 20:45 توسط بانوی ناشا| |

               

«...آن شب، هیجان زده بیدار ماندم. ناگهان مادرم را دیدم که بالای سرم ایستاده است.هوا هنوز

تاریک بود، قبل از سحر، زمانیکه تاریکی کم کم جای خود را به روشنایی می داد و سیاهی آسمان

 به خاکستری می‌گرایید. او با اشاره به من فهماند که ساکت باشم و دستش را بگیرم. من پتوی

 کوچکم را پس زدم و خواب آلود، تلو خوران، به دنبال او راه افتادم. حالا می‌دانم چرا دختران را صبح زود

 با خود می‌برند. می‌خواستند قبل از آنکه کسی بیدار شود، آنها را ببرند تا صدای فریادشان

شنیده نشود. در آن لحظه، هر چند گیج بودم و به سادگی آنچه می‌گفتند انجام میدادم. ما از

محلی که زندگی می‌کردیم دور شدیم و به سمت دشت رفتیم. مادرم گفت: «اینجا منتظر می‌مانیم»

 و ما بر روی زمین سرد به انتظار نشستیم. آسمان کم کم روشن می‌شد؛ به سختی اشیاء را

 می شد تشخیص داد.خیلی زود صدای لخ و لخ صندل‌های زن کولی را شنیدم. مادرم نامش را

صدا کرد و گفت:«خودت هستی؟»« بله اینجایم»هنوز هیچ چیز نمی دیدم، فقط صدایش را شنیدم.

 بدون اینکه نزدیک شدنش را بینم، ناگهان او را در کنار خود حس کردم. او به سنگ صاف و بزرگی

اشاره کرد و گفت:«آنجا بنشین».نگفت چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد. نگفت بسیار دردناک است،

فقط گفت: تو باید دختر شجاعی باشی. کارش را مثل یک جلاد شروع کرد.مادرم پشت سرم

 نشست و سرم را به سینه اش چسباند. پاهایش را دور بدن من احاطه کرد. ریشه درختی

 را که در دست داشت بین دندانهای من گذاشت.گفت:«گازبزن».از ترس خشک شده بودم...

من به میان پاهایم خیره شدم و دیدم زن کولی -شبیه بقیه پیرزنان سومالیایی بود- با یک روسری

 رنگی که دور سرش پیچیده بود، همراه با یک پیراهن سبک پنبه ای- با این تفاوت که هیچ لبخندی

 بر لب نداشت. نگاهش ماننده نگاه مرده‌ای بود که هنوز چشمهایش را نبسته باشند.دستهایش

 داخل کیف دستی اش که از جنس گلیم‌هائی بود که روی آن می‌خوابیدیم در جستجو بود.

 چشمانم روی کیف دستی میخکوب شده بود.

می‌خواستم بدانم با چه چیزی می‌خواهد مرا ببُرد. یک چاقوی بزرگ را تجسم می‌کردم،

 ولی او از داخل آن کیف، یک کیف کوچک نخی بیرون آورد. با انگشتان بلندش داخل آن را گشت

 و بالاخره یک تیغ ریش تراشی شکسته بیرون کشید. به سرعت تیغ را از این رو به آن رو چرخاند

 و امتحان کرد.خورشید به سختی بالا آمده بود. نور به اندازه‌ای بود که رنگها را ببینم ولی نه

 با جزئیات. خون خشک

شده‌ای را روی لبه دندانه دار تیغ دیدم. روی تیغ تف کرد و با لباسش آن را پاک کرد.

همچنان که آن را به لباسش می‌سابید، دنیای من ناگهان تاریک شد. مادرم دستمالی را روی

 چشمانم انداخت.چیزی که بعد از آن حس کردم بریده شدن گوشت، آلت تناسلیم، بود.

صدای گنگ جلو و عقب رفتن اره وار را بر روی پوستم می‌شنیدم.وقتی به گذشته فکر می کنم،

نمی توانم باور کنم که چنین اتفاقی برایم افتاده است. همیشه فکر می‌کنم درباره کس دیگری

 سخن می‌گویم. نمی دانم

چگونه احساسم را بیان کنم تا بتوانید آن را روی بدن خود حس کنید. مثل این بود که کسی

 گوشت ران شما را برش بدهد یا بازویتان را قطع کند. با این تفاوت که این قسمت حساس ترین

بخش بدن است.من حتی کوچکترین حرکتی نکردم، زیرا «امان» [ خواهرم] را به یاد داشتم

و می‌دانستم هیچ راه فراری وجود ندارد. فکر می‌کردم اگرتکان بخورم درد بیشتر می‌شود.

 فقط پاهایم بدون اراده شروع به لرزیدن کرد. از حال رفتم...وقتی بیدار شدم گمان می‌کردم تمام

 شده است، ولی بدتر از زمان شروع بود. چشم بندم کنار رفته بود و من زن جلاد را دیدم که

 یک مقداری خار درخت اقاقیا را کپه کرده بود. او از آنها برای ایجاد سوراخهایی در پوستم

استفاده کرد. سپس نخ سفید محکمی از سوراخها رد کرد تا مرا بدوزد. پاهایم کاملا‌

بی‌حس شده بود، ولی درد بین آنها آنچنان شدید بود که آرزو می‌کردم بمیرم.

مادرم مرا در بازوانش گرفته بود- برای آنکه آرام بگیرم به او تماشا می‌کردم...

چشمانم را باز کردم. آن زن رفته بود. مرا حرکت داده بودند و بر روی زمین نزدیک صخره خوابانده بودند.

پاهایم از مچ تا ران با نوارهایی از پارچه به هم بسته شده بود، به طوریکه نمی توانستم

حرکت کنم. من اطراف را به دنبال مادرم نگاه کردم، ولی او رفته بود. سنگی را نگاه کردم که مرا

 روی آن خوابانده بودند. از خون من خیس بود. مثل اینکه مرغی را در آنجا سر بریده باشند.

 تکه‌هایی از گوشت تنم، آلت تناسلیم، آنجا افتاده بود، دست نخورده، زیر آفتاب در حال خشک

شدن بود.دراز کشیدم، به خورشید که حالا دیگر بالای سرم ایستاده بود نگاه کردم.

 هیچ سایه‌ای اطراف من نبود و موجی از گرما به صورتم سیلی میزد. تا اینکه مادرم همراه

 با خواهرم برگشت. مرا به سایه یک بوته کشاندند. این یک سنت بود.

 یک سر پناه کوچک زیر یک درخت آماده کرده بودند، جایی که من تا زمان بهبودی استراحت

کنم. چند هفته، تنهای تنها، تا کاملا خوب شوم.فکر کردم عذاب تمام شده، اما هر بار که خواستم

 ادرار کنم درد شروع می‌شد. حالا می‌فهمیدم چرا مادرم می‌گفت زیاد آب و شیر ننوش.

مادرم اخطار کرده بود که راه نروم. بنابراین نمی توانستم طنابهایم را باز کنم. چون اگر زخم‌ها

 از هم باز می‌شد،کار دوخت و دوز باید دوباره انجام می‌گرفت.اولین قطره ادراری که از من خارج شد،

انگار اسید پوستم را می‌خورد. وقتی زن کولی مرا دوخت، فقط سوراخی به اندازه سر چوب

 کبریت برای ادرار و خون- در زمان پریدی- باز گذاشته بود. این استراتژی خردمندانه، تضمینی بود

 برای اینکه تا قبل از ازدواج هیچ رابطه جنسی نداشته باشم و شوهرم مطمئن باشد یک باکره

تحویل گرفته است.هر هفته مادرم معاینه ام می‌کرد تا ببیند کاملا بهبود یافته ام.

 وقتی بندهایم را از پاهایم گشودم، توانستم برای اولین بار به خود نگاهی بیندازم. یک تکه پوست

 کاملا هموار کشف کردم که فقط یک جای زخم در وسط آن بود. مانند یک زیپ، که آن زیپ

 کاملا بسته شده بود. آلت تناسلیم مثل یک دیوار آجری مهر و موم شده بود تا هیچ مردی

توانایی دخول تا شب عروسیم را نداشته باشد...

زمانی که شوهرم با یک چاقو یا فشار، آن را از هم می‌درید.

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 17:29 توسط بانوی ناشا| |

    ختنه     

 

کمی دورتر از بند آزاد کیش و نه چندان دورتر از اسکله‌های بندرعباس سابق«هرمزگان»، آنجا که

 

به خشکی و خشونت طبیعت بلوچستان نزدیک می‌شوید، در روستاها و شهرهای کوچک همین

 

 مناطق، زنان به حکم سنت و آئین، از لذت جنسی محروم اند. نه فقط در شهرهای کوچک،

 

که گاه در شهرهای بندری و بزرگتر. آنها را در کودکی ختنه می‌کنند. به خانه شوهر می‌روند،

 

 مادر هم می‌شوند،‌بی‌آنکه احساس یک زن و مادر ختنه نشده را داشته باشند.

 

همان‌ها، این سرنوشت را برای دختران خود نیز رقم می‌زنند و نسل دختران ختنه شده ایرانی را در

 

 دامان خود بزرگ می‌کنند. این رسم و آئین، با جمهوری اسلامی به این منطقه از ایران نیآمده،

 

پیش از انقلاب هم بود، همچنان که نقاب زنان این پهنه در آن سالها نیز گهگاه سوژه مطبوعات وقت

 

 بود؛ اما همانگونه که ارتجاع تشییع دراین سالها گسترش یافته، ارتجاع تسنن نیز جای پای خود

 

 را درمیان اهل تسنن استوار کرده است. ختنه زنان در میان اهل تسنن، جنبه دینی

 

هم به خود گرفته است.

 

   ختنه         ختنه

 

   

 

ترانه بنی یعقوب در گزارشی که سایت کانون زنان منتشر ساخته، با نگاهی در ستیز با خشونت

 

علیه زنان ایران می‌نویسد:

 

بندر کنگ از شهر‌های کوچک استان هرمزگان است و 5 کیلومتر با بندر لنگه فاصله دارد.

 

دختران این شهر بندری 40 روز پس از تولد ختنه می‌شوند. زنانی که معترض باشند سنت شکن

 

 و سرکش خوانده می‌شوند. یک زن بومی می‌گفت: برخی دختران شهر دیرتر و دردناک تر،

 

در سنین 4 یا 5 سالگی ختنه می‌شوند. آنها تمام مراحل ختنه خویش را با چشمان باز می‌بینند.

 

 لبه‌های «کلیتورس» دختران را با تیغی که مردان ریش خود را با آن می‌تراشند می‌بُرند.

 

اهالی بندر کنگ سنی اند. عمل ختنه در بندر كنگ«تیغ سنت و فرهنگ» خوانده می شود.

 

برخی از مردم بندر كنگ ختنه شدن مادران و مادربزرگ هایشان را دلیلی موجه برای این كار عنوان

 

 می كنند.ممانعت از ادامه تحصیل دختران توسط پسران خانواده، مرد سالاری شدید، جلوگیری

 

 از رفت و آمد آزاد زنان و دختران، تعدد زوجات و اهمیت ندادن به تصمیم های زنان در مرود مسائل

 

 مهم زندگی از دیگر مشكلات زنان بندر كنگ است. در بندر جاسک هم می‌گویند وضع دختران

 

همین است.هر سال دو میلیون دختر در جهان ختنه می‌شوند. این عمل به دلیل انجام آن در خانه‌ها

 

 و با وسائل آلوده جان دختران خردسال را تهدید می‌کند.خاطرات «واریس دیری»

 

در کتاب«گل صحرا»، همان است که جنوب شرقی ایران تکرار می‌شود. او متولد افریقاست

 

 اما سرگذشت او همان است که در ایران مرور می‌شود.

 

 ختنه

   

6

 هزار دختربچه هر روز ختنه می‌شوند : «واریس دیری» شاید زیباترین و درعین حال غمگین ترین

 

دیپلمات مستقر در سازمان ملل در نیویورک باشد. از صحراهای سومالی آمده است.

 

 کتابی خاطراتی دارد به نام «گل صحرا». دراین کتاب فاجعه‌ای را شرح می‌دهد که قربانیان آن

 

دختران کم سن و سال اند. آنها که در این سن و سال ختنه می‌شوند، چند سال بعد به خانه بختی

 

 که برای آنها جز شوربختی نیست فرستاده می‌شوند.5 ساله بود که ختنه اش کردند و 13 ساله بود

 

 که مرد 60 ساله‌ای خواستگارش شد. تن به این ازدواج نداد و از خانه گریخت.

 

نمی خواست هم سرنوشت خواهرش شود. ختنه او را به چشم دیده بود وخود قربانی این توحش

 

 و سلاخی بود.«واریس دیری» بعدها خود را به لندن رساند و مدل شد. دراین حرفه موفق بود،

 

اما شهرت امروزی او نه به دلیل مدل بودن، بلکه به دلیل سمتی است که در سازمان ملل متحد دارد.

 

او سفیر سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان در سراسر جهان است.

 

جنایتی که طبق آمار منتشره سازمان ملل، هر روزه روی 6000 دختر بچه عرب و افریقایی و

 

 برخی کشورهای آسیائی دیگر انجام می‌شود.کتاب خاطرات او را با نام «گل صحرا» شهلا فیلسوفی

 

 و خورشید نجفی ترجمه کرده اند و نشر چشمه در تهران، درپاییز 1383 آن را منتشر ساخته است

 

           

                  ختنه

 

 

        

 

             

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 17:25 توسط بانوی ناشا| |

 

دخترکی بی پرده در حجله خون میبارید

مردش بلند شد ...

مردانه بیرون رفت ...

به انان که پشت در ایستاده بودند،

گفت : زن من یک زن ست .... زنی به تمام معنا ...

و پاگوش ها هل هله سر دادند ....

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:52 توسط بانوی ناشا| |

  

زن بودن حس لزجی دارد...

 سوزناک و شیرین...

پر از صدای نفس ...

پر از آه زنانه و تکاپوی مردانه...

این را عروس آینده ی حجله ای می گفت

که هرگز کسی دستمال خونی اش را ندید

جز او و همبسترش ....

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 23:25 توسط بانوی ناشا| |

امروز در شرایطی به سر می بریم که حرمسراها در پناه قانون، در حال قانونی شدن هستند.

مردان سیاسی "اصول گرا" و "ارزش مدار" با همراهی بوق های تبلیغاتی شان می توانند این

 حرمسرا ها را با شعار خانواده اسلامی تکریم کنند و برای زنانی که از سر ناچاری و نداشتن

استقلال اقتصادی و یا نداشتن حق طلاق فرمان برداری و این خیانت قانونی را تحمل می کنند،

 بزرگداشت بگیرند و در آگهی های تلویزیونی به مناسبت روز مادر به آنان رب گوجه فرنگی

 و پودر رختشویی هدیه دهند .با لایحه جدید به اصطلاح حمایت از خانواده که دست آوردی به

 جز فروپاشی برای خانواده ایرانی نخواهد داشت، لایحه ای که به پیشنهاد قوه قضائیه در جلسه

 هیات وزیران به تصویب رسیده و هم اکنون به مجلس شورای اسلامی جهت بررسی و تصویب

فرستاده شده است، دولت نهم و جناب آقای احمدی نژاد هدیه ای به زنان ایرانی اعطا فرموده اند

 که هر چه بیشتر زن ایرانی را فرودست تر و منزلت و هویت وی را کم مایه تر خواهد نمود .


امروز زنان باید انتظار آن را داشته باشند که دیگر شوهرانشان بدون اطلاع و یا اجازه آنها

دوباره ازدواج کنند و از آنجایی که علی الظاهرطبق آیه قرآن مبادرت به این عمل

نموده اند آخرت خود را نیز تامین نمایند. علی القاعده هر گونه مخالفتی با چنین قانونی نیز،

 بعد ها مخالفت با اسلام و اقدام علیه امنیت و به منزله رفتن به جهنم نیز تلقی می شود.


طراحان چنین لایحه ای که مدعی شده اند برای تطبیق قوانین جاری با مسائل روز مبادرت به ارائه

 چنین لایحه ای نموده اند، عقب گردی ارتجاعی به نیم قرن پیش کرده و در ماده 23این لایحه آورده اند

 که "اختیار همسر بعدی ، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجرای عدالت

 بین همسران است." یعنی اولا حق اجازه همسر در ازدواج مجدد مرد را که پیش از آن در قانون

 وجود داشته است از زن سلب کرده و تنها انجام آن را منوط به وضع مالی مرد و تعهدی نموده که

هیچ ضمانت اجرایی ندارد و معلوم نیست که این عدالت قبل از ازدواج مجدد چگونه برای قاضی احراز

 می شود . لایحه نویسان این قانون را برای خانواده ننوشته اند بلکه برای متلاشی نمودن آن وضع

 کرده اند

.

این ماده قانونی به معنای به حراج گذاشتن حیثیت مادران، زنان و دختران ایرانی است و شخصیت زن

 را به اندازه یک شریک جنسی بدون اختیار که حتی حق اعتراض هم ندارد و تنها در مقابل

 تمکین جنسی نفقه دریافت می کند تنزل میدهد .


امروز با تصویب چنین ماده قانونی زن ایرانی که تاکنون از قوانین نابرابر و تبعیض و خشونت ناشی

 از آن رنج میبرده در شرایط سخت تری قرار خواهد گرفت. قانونی که موجب گسترش امار طلاق،

خشونت، فرار، خودکشی، قتل و انواع و اقسام آسیب های اجتماعی خواهد شد.


از سوی دیگرماده 25 این لایحه تصریح می نماید که وزارت اقتصاد و دارایی موظف است سالانه مبلغی

 را به عنوان مهریه متعارف اعلام کند و از مهریه های بالاتر از حد معمول در هنگام ثبت ازدواج به

 صورت تصاعدی مالیات وصول نماید. این به این معناست که دختران جوان در هنگام ازدواج

بدون آن که مهریه ای دریافت کرده باشند باید مالیات آن را به دولت پرداخت نمایند.

 آن هم در شرایطی که پیش از آن حتی علما نیز با تعیین سقف مهریه مطابق قوانین شرع مخالفت

 نموده و آن را عملی غیر شرعی بیان کرده اند.


در حقیقت، دولت بدون سبب شناسی دقیق برای علت واقعی نرخ رشد مهریه که ناشی از نداشتن

 حق طلاق و حضانت و دیگر حقوق برابر است تصور می نماید که می تواند از این طریق

 با مهریه های سنگین برخورد نماید. با تصویب این ماده قانونی زنان دیگر نمی توانند از تنها ابزار شرعی

 و قانونی استفاده نموده و در زمان طلاق به حداقل حقوق خود دست پیدا کنند.


بدین ترتیب، معلوم می شود که در پس پرده برخورد با فعالان زن چه می گذشته است.

تمامی داستان سرایی ها و پرونده های مفتوح و انواع و اقسام احکام ریز و درشت، زندان و شلاق

 برای آن بود که در زمان تصویب چنین قوانین متحجرانه ای، زنان ایرانی توان هیچ اقدام اعتراض آمیزی

 را نداشته باشند.


امروز زنان ایرانی در یک گلوگاه تاریخی ایستاده اند. در مکان و زمانی که دختران به دنیا نیامده

 چشم هایشان را به آن ها دوخته اند و زنانی که در صدسال گذشته هرکدام به یک شکل برای

 ارتقای وضعیت زنان تلاش کردند و امروز در میان ما نیستند به تماشای ما ایستاده اند و ما را از غفلت

 و بی عملی نهیب می زنند. امروز، خطر لایحه جدید مانند جرقه ای مترصد اتش زدن به بنیاد خانواده

 در ایران است تا در پناه آن مردان تنوع طلب و شهوت ران بتوانند به راحتی به ارضای خواسته های

خود بپردازند و زنان هم با عفت و حجاب و حجب و اطاعت زیر سایه چنین مردانی فرزندان خود را

 بزرگ نمایند و دم برنیاورند. چراکه هرگونه اعتراضی در حیطه خانواده ازچهره آنان زنانی عصیانگر

و ناسازگار ساخته و آنها را متهم به عضویت در پیاده نظام انقلاب های رنگارنگ و همگامی با

سیاست های آمریکا خواهد نمود.


آنان که به نهادینه کردن چنین قوانینی در جامعه ایرانی امید بسته اند، غافلنداز آن که زن ایرانی،

حتی زنان خانه نشین، چنانچه از محتوای این قوانین نا برابر باخبر شوند در خانه ها نخواهند ماند

 و صدای اعتراض خود را به گوش لایحه نویسان خواهند رساند. در چنین شرایطی وظیفه تک تک

ماست که به هر نحوی به زنان بیشتر و بیشتری بگوییم که خطر، چگونه پشت در خانه های آن ها

به کمین نشسته است.

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 14:48 توسط بانوی ناشا| |

یکی از مهم ترین پرسش هایی که برای هر مسلمانی در مواجهه با موضوعی چون سنگسار

پیش می آید ، این است که کتاب آسمانی نسبت به این موضوع چه موضعی دارد ؟

 این نکته را در کنش های اجتماعی و فمنیستی در کشور هایی مثل ایران نمی توان نادیده گرفت

 و نادیده گرفتن آن به رنج بیهوده می انجامد .

 البته این نکته گفتنی است که در مواجهه با کتاب آسمانی ، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد

و برخی از نواندیشان و روشنفکران دینی در بحث های کلامی به تامل در برخی موضوع ها

 پرداخته و راه هایی برای حل پاره ای از مسائل پیشنهاد داده اند . بحث تفسیر قرآن نیز بحثی

 دراز دامن در میان مفسران و عالمان دینی است و راه حل برخی از مسائل را می توان از این زاویه

نیز جست و جو کرد ، اما موضوع سنگسار به کلی متفاوت است .

برای نوشتن دو یاداشت قبلی به منابعی مراجعه کرده و به این نتیجه رسیده بودم که در قرآن

 از سنگسار نامی به میان نیامده است و همین می تواند به عنوان مبنایی برای لغو سنگسار

به کار آید ، اما دلم می خواست که خودم مراجعه مستقیمی به قرآن داشته باشم و این موضوع

 را جست و جو کنم ، شاید به نتیجه های تازه تری دست یافتم و همین هم شد.

البته از فرصت استفاده کنم و یکی از بهترین سایت های قرآنی را هم معرفی کنم که به درد

پژوهندگان حوزه های مختلف می خورد . این سایت ترجمه قرآن را به سه زبان فارسی و

 انگلیسی و عربی با امکان جست و جوی موضوعی دارد. دو واژه سنگسار و رجم را به فارسی

 و عربی جست و جو کردم که نتیجه جالب تر از آن بود که فکرش را می کردم .

پنج آیه در جست و جوی فارسی سنگسار یافتم که به شرح زیر است :

سوره: 19 , آیه: 46

گفت اى ابراهيم آيا تو از خدايان من متنفرى اگر باز نايستى تو را سنگسار خواهم كرد و [برو]

براى مدتى طولانى از من دور شو

سوره: 18 , آیه: 20

چرا كه اگر آنان بر شما دست‏يابند سنگسارتان مى‏كنند يا شما را به كيش خود بازمى‏گردانند

 و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهيد ديد

سوره: 36 , آیه: 18

پاسخ دادند ما [حضور] شما را به شگون بد گرفته‏ايم اگر دست برنداريد سنگسارتان مى‏كنيم

 و قطعا عذاب دردناكى از ما به شما خواهد رسيد

سوره: 11 , آیه: 91

گفتند اى شعيب بسيارى از آنچه را كه مى‏گويى نمى‏فهميم و واقعا تو را در ميان خود ضعيف

 مى‏بينيم و اگر عشيره تو نبود قطعا سنگسارت مى‏كرديم و تو بر ما پيروز نيستى

سوره: 26 , آیه: 116

گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود

یک آیه نیز با جست و جوی عربی "رجم" علاوه بر آن پنج آیه پیدا شد که با ترجمه بهاءالدین

خرمشاهی تقدیم می شود:

سوره: 44 , آیه: 20

وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ

و از شر این که سنگسارم کنید به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم.


اما نکته جالب کجاست ؟
در این شش آیه ای که سنگسار در آن به کار رفته است ، هیچ کدام توصیه قرآن نیست

وحتی به عنوان تهدید از سوی خدا مطرح نشده است ، مثلا چنان که بدکاران

 به آتش جهنم تهدید می شوند . اتفاقا بر عکس است در هر شش آیه سنگسار به عنوان تهدیدی

 از سوی کفار مطرح شده است . این نشان می دهد سنسگار به عنوان رسمی از دوره جاهلیت

 در قرآن مطرح شده و حتی رسولان خدا از سوی کافران و مشرکان به سنگسار تهدید شده اند.

برای این که بحث طولانی تر از این نشود ، شما می توانید بر اساس هر آیه خودتان به قرآن

مراجعه و جزییات ماجرا را ببینید .فقط من در مانده ام که با این اوصاف برخی از متدینان چگونه

 می توانند برای این رسم چنان تقدسی قائل شوند ؟

فکر می کنم تاریخ راستین سنگسار در جهان اسلام می تواند به تقدس زدایی از این ماجرا کمک کند

 و امیدوارم دوستانی که در ایران و برای حقوق زنان ایرانی تلاش می کنند ، بتوانند

 با پژوهش های بی طرفانه خود پژوهش در این حوزه را آفتابی تر کنند .

لینک این مطلب :

http://www.hanouz.com/archives/004007.html

نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 14:39 توسط بانوی ناشا| |

شهرزاد نیوز: داروی معجزه آفرین باکرگی به بازار آمد. کافی است زنانی که اصطلاحا پرده بکارت خود از دست داده اند، نیم ساعت قبل از رابطه جنسی در شب عروسی، این دارو را به صورت شیاف استعمال کنند تا اثرات معجزه آفرین آن را ببینند. این شیاف، در دمای درونی بدن، پوسته ژلاتینی خود را پاره می کند و محتوی آن به صورت مایع قرمز رنگی از واژن خارج می شود. مایعی که خیال داماد را خوش می کند و او را از بکارت همسرش شاد و سرفراز می سازد.

"اینه که فان سومرن" متخصص بیماری های زنا ن در آدکامی پزشکی در شهراوترخت (هلند) مبتکر این دارو است . وی در مصاحبه ای با مجله پزشکی آکادمی "اوترخت" می گوید : "در سال حدود 20 نفر به من مراجعه می کنند که خواهان ترمیم پرده بکارت خود هستند. همکاران من در سایر شهرها نیز مراجعین زیادی دارند. متناسب با این که وضعیت مراجعین چه باشد، در مورد ترمیم پرده بکارت تصمیم می گیرم. برخی را ترمیم و حدود نیمی از موارد را نیز رد می کنم. مثلا اگر دختری مورد تجاوز واقع شده باشد و آینده اش به خاطر این مساله به خطر افتد، عمل ترمیم پرده بکارت را انجام می دهم. اما زمانی که زنی مراجعه می کند و می گوید که پس از طلاق و برای ازدواج دوم می خواهد پرده بکارت خود را ترمیم کند، با تقاضایش مخالفت می کنم."

برای این دسته از زنان نیز راه حل دیگری در نظر گرفته شده است که همان استعمال داروی معجزه آفرین باکرگی است. این دارو در واقع روایت مدرن شیوه های سنتی است که در روستاها و توسط خانواد های سنتی برای جلوگیری از "آبروریزی" فامیلی به کار برده می شد؛ از استفاده مرکوکروم در شب زفاف گرفته تا پهن کردن پارچه ای با لکه خون روی تشک شب زفاف عروس.

از دیرباز و در سنن گوناگون، ظهور قطرات سرخ رنگ بر ملحفه ها، در شب عروسی شادی آفرین بوده است. نمایش پارچه ای با لکه های خون، با هلهله و "کل کشیدن" زنان خانواده همراه می شده است. این در حالی است که تنها در 60 درصد موارد، در اولین رابطه جنسی ، جداره واژن خراش بر می دارد و چند قطره ای خون می آید. با این وجود، در برخی موارد همان چند قطره، ناجی جان عروس است.

امروزه رد پای این گونه سنن به کشورهای اروپائی نیز کشیده شده است. حاملین این سنن نیز عمدتا مهاجرین اند. "اینه که فان سومرن" در این مورد می گوید: " اکثر مراجعه کنندگان من را دختران مراکشی و ترک تشکیل می دهند. اما گاهی اوقات زنان هلندی نیز به من مراجعه می کنند. اما این دسته، زنانی هستند که به اسلام گرویده اند و برای ازداج و یا روابط جدیدشان، خواهان ترمیم بکارت اند."

به گفته "اینه که فان سومرن"، جامعه علمی و پزشکی هلند، انجام این عمل را زائد می داند چرا که هیچ ضرورت پزشکی و علمی در آن نیست. این عمل جراحی در کلینیک ها ی خصوصی صورت می گیرد.

ممنوعیت ترمیم پرده بکارت تا کنون چندین بار در هلند مورد بحث واقع شده است. نخست "آیان هیرسی علی" نماینده سومالیائی تبار حزب لیبرال هلند بود که خواستار ممنوعیت آن شد. چرا که این اقدام را گامی جهت تثبیت سنن و تداوم آنها در جامعه و علیه زنان می دانست. چندی پیش "خییرت ویلدرز" نماینده حزب دست راستی "برای ازادی" نیز خواهان ممنوعیت ترمیم پرده بکارت شده بود.

گرچه هنوز در عرصه سیاسی راه حلی برای این معضل روبه رشد پیدا نشده، اما جامعه پزشکی آلترناتیوهای موقتی برای زنان جوانی که با آن دست و پنجه نرم می کنند، یافته است.

"اینه که فان سومرن" می گوید: " قبل از این که سفارش ساخت این قرص را به داروخانه ها بدهم، تصمیم ام را با کمیسیون ویژه ای که مربوط به بررسی درجه اخلاقی و عرفی موضوع است، در میان گذاشتم . آنها ابتدا گفتند که ساخت و استفاده چنین قرصی از نظر اخلاقی به معنای مشارکت در فریب افرادی (مردانی) است که پس از دیدن مایع قرمز رنگ بر ملحفه های شب زفافشان، فکر می کنند زنشان باکره بوده است. اما من توانستم کمیسیون را قانع کنم که نجات زنی که ممکن است به خاطر باکره نبودن جانش را در قتل ناموسی از دست بدهد، مهم تر از این حرفهاست."


علاوه بر این، "اینه که فامن سومرن" با نقد دیگری نیز مواجه است و آن این که این گونه اقدامات و ارائه این گونه خدمات موجب حفظ سنن ارتجاعی می شوند. پاسخ وی به این گونه انتقادات این است: "بله درست است، به این ترتیب ما این سنن را حفظ کرده ایم اما زمان حفظ این سنن، چشمکی هم چاشنی آن می کنیم."

لینک مطلب

http://www.shahrzadnews.org/article.php5?id=610

 

نمیدونم چی باید بگم اما خب همچین خوشحال کننده نیست واسه جامعه ی من که خیلی

 

از دختراش بخاطر ترس هنوز باکره هستن.. ترس از از دست دادن باکرگی ،  نه ترس هم بستری ...

 

من خوشحال نیستم ... البته کار این خانوم هم خوب بوده و هدفش خوب تر ...

 

خب به دختر خانومای خوب و اقایونی که خودشون هزارتا کار میکنند

 

و دختر باکره میخوان تسلیت میگم

 

و به دختر خانومایی هم که منتظر یک فرصت بودن تا با عشق فضایی کذایی خودشون

 

هم بستر بشن تبریک !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 13:53 توسط بانوی ناشا| |

 
 
زنانگی هایم را چوب حراج زده ام.......
 
 
نه برای آنکه خودم را به تو ثابت کنم...
 
برای اينکه خودم باور کنم
 
 
که آنقدر بزرگ شده ام که هر پاره ام خودش يک زن کامل است....
 
 
چه لذتی دارد اين زن بودن...
 
 
زنانه نوشتن....
 
 
زنانه آواز خواندن....
 
 
زنانه حسادت کردن....
 
 
 زنانه حرص خوردن...
 
 
زنانه انتقام گرفتن...
 
 
 زنانه عشق بازی کردن...............
 
چه لذتی دارد....
 
و تو از این لذت محرومی عزیزم!.......
 
نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:43 توسط بانوی ناشا| |

خیلی باید بجنگی

تا ثابت کنی

درون اندام گرد و نرمت

چیزی به نام عقل وجود دارد

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:8 توسط بانوی ناشا| |

بعضی شبها ...

در چهارچوب پنجره سیگار می چسبد ...

این را دوستم میگفت ...

 این هفته عمل قلب دارد ....امیدی نیست که بازگردد ...

اخرین بسته های سیگارش را بر روی پنجره ی من تمام میکند

سیگار دلچسب کارش را کرده س !!!

دختر خوبی بود ...

 

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 1:24 توسط بانوی ناشا| |

 
بچه ها اين نقشه جغرافياست
بچه ها اين قسمت اسمش آسياست
شكل يك گربه در اينجا آشناست
چشم اين گربه به دنبال شماست
بچه ها اين گربه
ايران ماست.

بچه ها اين سرزمين نازنين
دشمن بسيار دارد در كمين
داغ دارد هم به دل هم بر جبين
بوده نامش از قديم ايران زمين
يادگار پاك قوم آرياست
بچه ها

از هر گروه و هر نژاد
دست اندر دست هم بايست داد
فارق از هر زنده باد و مرده باد
سر براه مملكت بايد نهاد

مام ميهن عاشق صلح و صفاست
بچه ها اين پرچم خيلي قشنگ
پرچم سبز و سفيد و سرخ رنگ
هم نشان از صلح دارد هم ز جنگ
خار چشم دشمنان چشم تنگ
افتخار ما به آن بي انتهاست
بچه ها اين خانه اجدادي است
گشته ويران تشنه ی آبادي است
خسته از شلاق استبدادي است
مرحم دردش كمي
آزادي است
مرحم دردش كمي آزادي است
بچه ها اين كار فرداي شماست
اين كار فرداي شماست
نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 23:41 توسط بانوی ناشا| |

در این خاک زرخیز ایران زمین

نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و راد بود

کز آن کشور آزاد و آباد بود

بزرگی به مردی و فرهنگ بود

گدایی در این بوم و بر ننگ بود

از آن روز دشمن به ما چیره گشت

که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد

که نان آورش مرد بیگانه شد

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 23:14 توسط بانوی ناشا| |

      

ايران تنها کشوري است که در آن مي‌توانيد وسط خيابانهاو دانشگاههاي آن نماز بخوانيد

 براي ديدن انديشمندان وروشنفکران به زندان برويد

وسط پارک شام بخوريد

در رستوران به ديدن مانکن‌هاي لباس‌هاي مدل جديد برويد

 در تاکسي نظرات سياسي‌تان را بگوييد

 در کوه برقصيد

اما براي ملاقات با نامزدتان بايد به يک خانه خلوت برويد

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 13:16 توسط بانوی ناشا| |

وقتی زنانگی هایم در خوابند

من از هر چه مردست ، مرد ترم ...

وقتی زنانگی هایم در خوابند

من از تو که با التت مردی ، مرد ترم

وقتی زنانگی هایم در خوابند

من چو یک زن بیدارم ... 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 10:35 توسط بانوی ناشا| |

 

 

از آرامش بنويسد؟

 

سوادش را ندارد

 

رنگ قرمز نقاشی کند ؟

 

رنگش را ندارد

 

نشانی از ترنم بهار میجويی؟

 

آدرس را نمی داند

 

آخر می دانی تمام اندوخته اش فقط «باکرگي» است.

نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 14:8 توسط بانوی ناشا| |

 این روز ها

 رد پای مگس که هيچ

 رد پروانه ای را هم که بگيری باز به زباله دانی می رسی

 که درآن نيلوفرها را به دار کشيده اند

  اینجا ديوانه بودن جرم است

 چه برسد به زن بودن

.

.

.

.
 

 اینجا فقط دار زدن جرم نيست

نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:36 توسط بانوی ناشا| |

 

 

همه می دانستند زنی از ترس تنها ماندن در خانه

شب ها را با سگش در خیابان صبح می کند.

همه می دانستند هیچ کس حتی نیروی انتظامی جرأت نمی کند

 به زنی که از تنهایی در خانه می ترسد نزدیک شود.

نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 18:52 توسط بانوی ناشا| |


Design By : Night Skin